بعداز کلی غیبت .....
سلااااااااااااام به همه دوستای عزیزم قبل از هر چیز یه معذرت خواهی به بیشترعزیزان بدهکارم که این مدت نتونستم بهتون سربزنم شرمنده چون مرسانا حسابی سرگرمم کرده وفرصت اینکه بیام نت رو ندارم واما این روزهای ما از قدیم گفتن از هر چی بترسی به سرت میاد شده حکایت ما .... روز29 شهریور که داشتم تلفنی با زن عموی محمد صحبت میکردم بابا برگشت خونه وگفت: اگه میشه تلفن رو قطع کن یه مورد اضطراری پیش اومده هوری دلم ریخت بلهههههههههه دیگه از مدیریت به بابا پیشنهاد ریاست شعبه مهران رو داده بودن اونم با کلی مزایا اما توی شرایط فعلی ما با داشتن یه دختر دوماهه اصلاجابه جایی برامون مقدور نبود اونم واسه مهران با اون آب وهوای ...
نویسنده :
مامان
17:21




